روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
283
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
در دشتى واقع و گرداگرد آن را حصار يا ديوارى گلى و خندقى عميق فرا گرفته است . اين شهر از اشبيليه ( سويل ) اندكى بزرگترست . اما در پيرامون سمرقند خانههاى بسيارى است كه محال و توابع شهر را تشكيل ميدهد . اين محال و توابع در همه سوى شهر گسترده و با بيشهها و موستانها احاطه شده است . اين آباديها تا عمق يك فرسخ و نيم و گاهى دو فرسخ در پيرامون شهر گسترده شده و شهر در ميان آنها قرار دارد . در ميان اين بيشهها خيابانهايى با چهار راههاى بزرگ و پهناور ديده مىشود . اين خيابانها پر جمعيت هستند و در آنها همه گونه كالا و گوشت و نان به فروش ميرسد . باينجهت عدهء اهالى بيرون شهر بيشتر از مردم داخل حصار شهرست . در ميان اين بيشههاى پيرامون سمرقند ، خانههاى بسيار زيبا و خوب ساخته شده است . در اينجا تيمور كاخها و گردشگاهها و تفرجگاهها دارد . بزرگان حكومت نيز در آن پيرامون ملك و خانهء ييلاقى دارند كه بر گرداگرد آنها همه بيشه است . اين باغها و موستانها آنقدر بسيارند كه مسافرى كه بسمرقند نزديك مىشود كوهى از درختان مىبيند كه در ميان آنها خانه را بدشوارى ميتوان ديد . از ميان خيابانهاى سمرقند و نيز از ميان باغهاى داخل و خارج شهر بسيارى نهرها و جويبارهاى پر آب ميگذرد و درين باغها بستانهاى خربزه و مزارع پنبه فراوان ديده مىشود . خربزه درين سرزمين فراوان و بسيار خوب است و در فصل عيد ميلاد « 1 » خربزه و انگور فراوان و بسيار مرغوب است . هر روز شتران با بارهاى خربزه از اطراف ميرسند و براستى مايهء شگفتى است كه چه مقدار از آن در بازار فروخته و مصرف مىشود . در همهء روستاهاى پيرامون شهر خربزه بقدرى فراوان است كه در فصل بخصوصى آن را خشك مىكنند و مانند انجير يكسال نگاه ميدارند و به كار مىبرند . خربزه را بدينگونه خشك مىكنند . آن را پاره و به قاچهاى بزرگ تقسيم مىكنند و پوست آن را ميگيرند و آنگاه در
--> ( 1 ) - مراد از فصل عيد همانا زمستانست . م